حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
11
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
و گروهى ديگر برانند كه جراحت شريان التحام حقيقى نمىپذيرد و زياده برين نيست كه دشيذى بر ان متكون مىشود و ايشان نيز بتجربه و قياس استمساس نموده مىگويند كه احدى نديده و فردى نشنيده كه جراحت شريان بالتحام حقيقى ملتحم شده باشد چه طبقهء شرائين غضروفىست و التحام الغضروف مما لا يقول به احد و ايضا شيخ الرئيس در كليات قانون شرائين را از اعضائى كه بالتحام حقيقى ملتحم نمىشود شمرده فليرجع و ايضا در شرائين از موانع التحام چهار چيز موجودست يكى صلابت جرم دوم رقت و حرارت خون شريانى سوم دوام حركت چهارم تمديد دور استخوان بجز صلابت مانعى ديگر متصور نيست پس التحام عظام مىبايست كه بوجه احسن صورت مىبست و ليس فليس فتامل ابرده بكسر اول و سكون ثانى و كسر راء و فتح دال مهملتين و هاء موقوفه فتوريست كه در قوت مجامعت بسبب غلبه برودت و رطوبت رو نمايد و همزهء اين لفظ اصلى نيست چه ماده وى بر دست و لذا سمى به فافهم ابنه بضم اوّل و سكون ثانى و فتح نون و هاء موقوفه علتيست صاحب وى جماع كنانيدن درد برآرد و دارد و ؟ ؟ ؟ بىادخال چيزى در ان تسكين نيابد و علت مذكوره خلقى بود يا عارضى و خلقى يا ارثى باشد يا بسبب حصول مزاج انوثى ارثى آنست كه پدر عليل مابون بود يا مادر آن اكثر اوقات از راه و بر خاصه در ايام حمل ياور مدت رضاعه جماع كنانيده باشد پس تولد اين علت در مولود بر سبيل ارث و تصرف طبيعت صورت بندد لهذا قرشى در شرح كليات نوشته هركه با زوجهء خود لواط نمايد فرزند او مابون برآيد و آنكه بسبب حصول مزاج انوثى در اوّل تكون متكون مىشود آلات تناسل صاحبش على سنته آلات الاناث درون سو مائل باشند لهذا مابون كذائى صغير القضيب و الانثيين مىباشد و اين مرد كه اگرچه بحسب ظاهر مردست ليكن فى الحقيقت از زن هم بدتر است و از آنكه در آلات او غير ازين كه ميل به باطن دارند نقصانى نيست و بسبب غور خود مجاورتى بمعاء مستقيم بهمرسانيدهاند در حين كثرت منى يا حدت آن عروض دغدغه در ناحيه معاء موسوم رو نمايد و بىآنكه چيزى داخل نموده باحتكاك آن پردازد نياسايد و انبه عارضى يا بسبب خلط بورتى باشد كه در اسافل معاء مستقيم مستحصل شده احداث حكه نمايد يا بسبب اعتياد اين امر شنيع بود و اين چنان باشد كه از صغر سن بمصاحبت خيزان و ناچيزان مبتلاى اين كار ناهنجار گردد و رفتهرفته عادى شود لهذا اشراف جهان خاصه باشندگان خطر پاك هندوستان صانها اللّه تعالى عن آفات الزمان فرزندان خود را تا بسن امتياز نرسند تنها وانمىگذارند كه بر در سراى استاده شوند تا بمجالست اوباش چه رسد انتباه اصحاب اين علت شنيعه